أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

34

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

انغماس نفوس بشرى در امور طبيعيات و علايق آن ، از ادراك و آگاه بودن معانى و چيزهاى بودنى كه در غيب است باز مانده است « 1 » . پس هر گاه كه اين نفوس را فرصتى و رهايى باشد ، در وقتى از اوقات و در آنى از آنات ، از علايق محسوسات و طبيعيات ، در آن وقت يا در آن آن به عالم غيب پيوندد [ و ] به عقول فعال . و آنچه در عقول فعال است در وى متصوّر و متنقّش شود . و آن را به جمله مطالعه كند . و حقايق چيزها از آنجا بداند . و همچنين از جهت معلومات سابق كه وى را باشد ، بر مجهولات واقف شود . از جهت مطالعت آنچه در عالم غيب باشد ، و به نزديك عقول فعال باشد . و چون اين مقدمه دانسته آمد ، بايد تأمّل و تفكّر كردن مردم در چيزها كه معلوم باشد ، و تصرّف كردن وى اندر آن تا از آنجا چيزى را كه نشناخته باشد [ حاصل آيد ] ، و اين فعل از وى طلب كردن حدّ اوسط است از قياس ، تا به حدّ اوسط به آنچه مطلوب است . پس هر گاه كه حدّ اوسط در ذهن و خاطر مردم حاصل شد و به دست آمد ، چون از وى مقدمه سازد ، و هر دو مقدمه را با هم اقتران افتد بر صورتى و تأليفى كه قياس منتج و مفيد در حال و در آن چون اين دو مقدمه دمادم يكديگر به نفس مردم اندر آيند بر صورت اقتران قياسى ، در آن حظت و آن ، نفس مردم به عالم غيب پيوندد ، ازيرا كه اين مقدمات و اقتران قياسى معدّات و معيّنات‌اند « 2 » مر نفس را در اتّصال به عالم غيب و مطالعت آنچه در عقول فعّال است . و همچنين اين مقدمات دوركننده‌اند مر نفس را از علايق آن محسوسات و جملهء طبيعيات . پس چون نفس مردم به اعداد و اعانت مقدمات بر صورت اقتران قياسى شايسته گردد مر پيوسته گشتن به عالم غيب ، هم در آن لحظه و آن متصل گردد به عقول فعال و عالم غيب ، و آن چيز كه در آن عالم است در وى متنقّش شود . و از آنجا صورت مطلوب وى او را حاصل آيد . و اين معنى را محقّقان و متقدّمان « صورت بخشيدنى » خوانند از واهب صور مر نفوس بشرى را ، به واسطهء حدّ اوسط و صورت اقتران قياسى . پس حق آن است و جواب بيتها آن است كه مقدمات همه معدّ و معيّن‌اند مر حاصل شدن نتيجه را ، و علّت حاصل شدن نتيجه و مفيد وى واهب صور است . و حصول نتيجه از عالم غيب است . و لكن به واسطهء مقدمات و اقتران قياسى ، و به اعداد او مر نفس را ، و به دور كردن اين مقدمات مر نفس را از محسوسات و متخيّلات تا به خويشتن باز افتد و متصوّر كردن معقولات از اينجا نتيجه معلوم گردد .

--> ( 1 ) . ن 1 و 2 : در همهء موارد باز ماندست . ( 2 ) . ن 2 : مقداة و معسات‌اند .